یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
از خفا تا ظهور؛ تأملی بر بازدارندگی، امنیت رهبری و پیامدهای هجران

حوزه/ خفای اجباری رهبری پس از شهادت امام شهید، گرچه ضرورتی امنیتی است، اما پیامدهای سنگینی چون گسست عاطفی، تضعیف امنیت روانی جامعه و کاهش بازدارندگی دارد. پایان دادن به این وضعیت نیازمند بازدارندگی نظامی فعال، امنیت مردم‌پایه و اصلاح ساختارهای معیوب است.

خبرگزاری حوزه | پیش‌درآمد: هجرانی که نباید به عادت بدل شود

فاجعه نهم اسفند ۱۴۰۴، که در آن حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای(ره) در حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در بیت رهبری به شهادت رسیدند، نه فقط یک ضایعه ملی، که یک زنگ هشدار تاریخی بود. دشمن نشان داد که نه تنها اراده، که توانایی حذف فیزیکی عالی‌ترین مقام یک کشور را دارد و این ضربه بزرگ را با هماهنگی اطلاعاتی گسترده و نفوذ در ساختارهای حساس به انجام رساند. این عملیات که با نام‌های «شیر غران» و «خشم حماسی» کدگذاری شده بود، به عنوان یک عملیات «سر بریدن» (decapitation operation) طراحی شد. فرضیه اصلی دشمن این بود که با حذف بالاترین مرجع، سیستم بی‌ثبات خواهد شد.

اکنون، پس از جنگ ۳۹ روزه، آتش‌بس‌های مکرراً نقض‌شده، و تفاهم‌نامه‌ای که عملاً به ابزاری برای خرید زمان از سوی دشمن بدل شده، همچنان شاهد وضعیتی هستیم که در آن، رهبر عزیزمان – حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای – به دلیل تهدیدات مستقیم ترور، در خفا به سر می‌برد و حضور اجتماعی‌اش به حداقل رسیده است.

این وضعیت، نه فقط یک تمهید امنیتی موقتی، که نشان از ضعف در تحقق اصل قرآنی «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» دارد؛ یعنی نرسیدن به سطحی از بازدارندگی که دشمن را از هرگونه تعرض به حریم رهبری، بازدارد.

این یادداشت، تلاشی است برای واکاوی عمیق این معضل راهبردی؛ از ریشه‌یابی تاریخی آن تا ارائه‌ راهکارهای عملی برای پایان دادن به وضعیت خفا و بازگشت به «ظهور» و «حضور اجتماعی» رهبر عزیزتر از جان‌هایمان.

بخش اول: ریشه‌های تاریخی هجران؛ از مدینه تا بیت رهبری

  • الگوی تاریخی؛ حذف رهبران، یک تاکتیک کهنه

تاریخ اسلام، سرشار از نمونه‌هایی است که در آن، دشمنان با حذف فیزیکی رهبران، به دنبال تضعیف جبهه حق برآمده‌اند. در ماجرای هجرت پیامبر (ص) که مشرکان مکه با اطلاع از تصمیم پیامبر و یارانش، درصدد برآمدند تا حضرت را در منزلش به شهادت برسانند که علی(ع) در بستر ایشان آرمیدند(لیله المبیت) و رسول خدا(ص) توانستند مکه را ترک کرده و چند روز در غار ثور مخفی شدند و در فرصت مناسب به طرف مدینه حرکت کردند و بدینسان توطئه قتل پیامبر اکرم(ص) با شکست مواجه شد.

واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری، که در آن امام حسین(ع) و یارانش، توسط سپاه یزید به شهادت رسیدند، الگویی را پایه‌گذاری کرد که در آن، مشروعیت از «استقامت در برابر فشار» نشأت می‌گیرد، نه از «موفقیت نظامی فوری». شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) در محراب مسجد کوفه، مسمومیت امام حسن مجتبی(ع) توسط همسرش جعده با تحریک معاویه، و شهادت امام حسین(ع) در کربلا، همگی نشان از یک الگوی ثابت دارد: دشمن برای بقای خود، به حذف فیزیکیِ «ضمیر زنده‌ امت» روی می‌آورد.

در تاریخ معاصر نیز، این الگو تکرار شده است. ترور شخصیت‌های شاخص انقلاب، از آیت‌الله بهشتی و رجایی تا شهید فخری‌زاده و سردار سلیمانی، همگی بخشی از یک زنجیره‌ هدفمند برای حذف «نقاط اتکای نظام» بوده است.توطئه دشمنان برای بمباران جماران و به شهادت رساندن‌امام عطیم‌الشان، که با شکست مواجه شد. با این حال، شهادت رهبر معظم انقلاب، نقطه‌ اوج این زنجیره بود. همان‌گونه که تحلیلگران بین‌المللی نیز اذعان کرده‌اند، هدف دشمن، حذف یک شخصیت کلیدی بود که خود «محور» و «قلب تپنده» نظام بود.

  • هجران؛ نه یک انتخاب، که یک ضرورت تحمیلی

پس از شهادت رهبر شهید، دشمن با صراحت، رهبر جدیدمان را نیز تهدید به ترور کرد. بر اساس گزارش‌ها، رژیم صهیونیستی استراتژی خود را از «اخطار دادن» به «تضعیف سیستماتیک و تخریب ساختار فرماندهی» تغییر داده است و فهرست‌های ترور به یک ابزار استراتژیک مرکزی تبدیل شده‌اند.

این تهدید، که با عمق نفوذ اطلاعاتی دشمن در ساختارهای حساس کشور همراه است، نظام را ناگزیر از اتخاذ تدابیر امنیتیِ فوق‌العاده، از جمله «خفا» و «غیبت» اجباری رهبری، ساخته است. بر اساس تحلیل‌ها، در چنین شرایطی، کوچک‌ترین خطا در امنیت می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

بخش دوم: پیامدهای منفی طولانی‌شدن وضعیت خفا

  • گسست عاطفی و کاهش سرمایه اجتماعی

مردم، به ویژه نسل جوان، نیازمند ارتباط عاطفی و معنوی با رهبری هستند. حضور اجتماعی رهبر در میان مردم، در نماز جمعه، دیدارهای عمومی و مناسبت‌های ملی، نه فقط یک نماد، که یک «منبع انرژی اجتماعی» است که سرمایه‌ اجتماعی نظام را تقویت می‌کند و طبعا در وضعیت عدم حضور، از چنین ثمراتی بی‌بهره و محروم هستیم.

  • تضعیف «امنیت روانی» جامعه

وجود یک رهبر «حاضر و ظاهر»، برای جامعه، یک «امنیت روانی» ایجاد می‌کند. مردم با دیدن رهبر، احساس می‌کنند که «کشور در امان است». غیبت اجباری رهبر، این امنیت روانی را خدشه‌دار کرده و فضای روانی جامعه را به سمت «اضطراب» و «ناامیدی» سوق می‌دهد. دشمن نیز از این فضا، برای ترویج روایت «ضعف» و «شکاف» در نظام، بهره‌برداری می‌کند.

  • فرصت‌سازی برای «جنگ شناختی» دشمن

دشمن، با بهره‌گیری از فضای مجازی و رسانه‌های خود، غیبت رهبر را به عنوان «دلیل» بر «ناتوانی نظام در تأمین امنیت» و «شکاف در رأس هرم قدرت» روایت می‌کند. این روایت، اگر با پاسخ‌های قاطع و هوشمندانه مواجه نشود، می‌تواند به تدریج، به یک «باور عمومی» تبدیل شود و پایگاه اجتماعی نظام را تضعیف کند. تحلیلگران بین‌المللی نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که ترور رهبران ممکن است به «هنجاری جدید» در روابط بین‌الملل تبدیل شود و «حذف رهبران غیرمطیع در برابر استکبار» به یک «ابزار سیاستی مشروع» بدل گردد.

  • تضعیف «بازدارندگی» در عرصه بین‌الملل

یکی از مهم‌ترین پیامدهای وضعیت خفا، تضعیف «بازدارندگی» ایران در عرصه بین‌الملل است. دشمن، با مشاهده‌ اینکه توانسته است عالی‌ترین مقام نظام را هدف قرار دهد و از آن پس، رهبر جدید را به خفا وادارد، به این نتیجه می‌رسد که هزینه‌ اقدامات تجاوزکارانه‌اش، کمتر از منافع آن است.

این وضعیت، دقیقاً برعکس آن چیزی است که رهبر شهید از آن با عنوان «قدرت بازدارندگی» یاد می‌کردند. ایشان معتقد بودند که مقاومت موجب افزایش اعتماد به نفس داخلی و اصلاح محاسبات دشمن می‌شود. اما وضعیت خفا، دقیقاً محاسبات دشمن را به سمت «جسارت بیشتر» سوق می‌دهد. دشمنان و منافقان داخلی هم در وضعیت حضور، فرصت کمتری برای اجرا و پیشبرد توطئه‌های خود خواهد داشت.

بخش سوم: راهکارها؛ چگونه می‌توان به وضعیت خفا پایان داد؟

پایان دادن به وضعیت خفا، مستلزم اقداماتی همه‌جانبه در سطوح مختلف است که از «بازدارندگی نظامی» تا «مشارکت مردمی» را در بر می‌گیرد. این اقدامات، باید به گونه‌ای طراحی شوند که تحقق کامل اصل «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ» را ممکن سازند.

  • بازدارندگی نظامی و امنیتی

الف) بازتعریف دکترین دفاعی بر اساس «دفاع پیش‌دستانه و فعال»

دکترین «بازدارندگی فعال و دفاع پیش‌دستانه»، باید به عنوان محور اصلی راهبرد نظامی کشور قرار گیرد. رهبر شهید، همواره بر تقویت بنیه دفاعی به منظور ارتقای بازدارندگی و اکتساب فناوری‌های اقتدارآفرین تأکید داشتند.

ب) تغییر در الگوی حفاظت فیزیکی و اطلاعاتی

اتفاقات متعدد و جانگدازی که در جریان دو جنگ تحمیلی ۱۲ و ۳۹ روزه به وقوع پیوست نشان داد که الگوهای سنتی حفاظت، دیگر کارآمد نیستند. نیاز به یک «بازطراحی کامل» در سیستم‌های حفاظتی، شامل تغییر مداوم مکان‌ها و برنامه‌های شخصیت‌های در معرض تهدید با الگویی غیرقابل‌پیش‌بینی، استفاده از فناوری‌های پیشرفته‌ ضدجاسوسی، و انجام «پاکسازی‌های اطلاعاتی» مستمر در ساختارهای حساس ضرورتی است که قطعا از دید دست‌اندرکاران عرصه‌های امنیتی و پدافندی دور نمانده است.

ج) پاسخ کوبنده به هرگونه تهدید آشکار

راهبرد بازدارندگی، زمانی مؤثر است که «تهدید به پاسخ»، با «قابلیت پاسخ» همراه باشد. ایران با اعلام توانایی غرق کردن ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس که در کلام گوهربار رهبر شهیدمان(ره) بود، نشان داد که از توانایی پاسخگویی برخوردار است. تبدیل این «قابلیت» به یک «اراده‌ عملیاتیِ» آشکار، یکی از ارکان بازدارندگی است.

د) تقویت «بازدارندگی بقا» (Survival Deterrence)

مفهوم «بازدارندگی بقا» که بر اساس آن، دولت‌ها برای جلوگیری از حذف فیزیکی رهبران، به سمت اتخاذ راهبردهای تهاجمی‌تر حرکت می‌کنند. همان‌گونه که ترامپ نیز با تهدید به «نابودی کامل» ایران در صورت ترور خود، از همین منطق استفاده کرده است. با وجود تحقق یک شهادت جانگداز یعنی شهادت ولی‌امر مسلمانان جهان و رهبر بزرگ ایران و نیز به شهادت رساندن دهها تن از فرماندهان بزرگ نظامی، دشمن وقیح و جنایت‌پیشه، با تهدید رهبر جدید و عزیزمان، و با این تجری نمایشی، سعی می‌کند جرات و جسارتش را سپر ترس واقعی و ذاتی‌اش از جبهه حق و حق‌طلبان قرار دهد. در حالی که از مسوولان انتظار پاسخ‌های محکم_ که تمثل و تبلور همان ترهبون به عدوالله بوده باشد_ می‌رود شاهد اظهاراتی ضعیف، که اصرار دارند کسی خواستار "قتل" جرثومه‌های کودک‌خوار و کودک‌کش نیست هستیم و اگر چنین اظهاراتی در راستای خرسندی از این وضعیت "فقدان" و "هجران" نبوده باشد قطعا از ناشایستگی غیرقابل قبول،حتی در انتخاب واژگان، نشات می‌گیرد. ولی بارها گفتیم و بزرگان‌مان فرموده‌اند که ریختن خون ناپاک سران کفر از باب "فقاتلوا ائمه الکفر" و " قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم و ینصرکم علیهم و یشف صدور قوم مومنین" و از باب "الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و هموا باخراج الرسول" یک واجب فوری می‌باشد.

ه) پاسخ متقارن و نامتقارن به ترور رهبران

برخی از مقامات ایرانی بر ضرورت پاسخ متقارن به ترور رهبران تأکید کرده‌اند. یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس در این باره گفته است: «اگر شما رهبران ما را ترور کنید، ما رهبران شما را ترور خواهیم کرد». این رویکرد، هرچند چالش‌برانگیز است، اما می‌تواند به عنوان یک اهرم بازدارنده در نظر گرفته شود.

  • بازدارندگی مردمی و اجتماعی

الف) «امنیت مردم‌پایه»؛ الگوی کارآمد

رهبر معظم و شهید انقلاب(ره) بر الگوی «امنیت مردم‌پایه» تأکید داشتند. از منظر ایشان،نقش مردم در تأمین الزامات نظام از جمله امنیت، منحصر به فرد است. بسیج عمومی، افزایش آگاهی‌های امنیتی، و مشارکت شهروندان در شناسایی و خنثی‌سازی تهدیدات، می‌تواند شبکه‌ امنیتی را به شدت تقویت کند. «وقتی هر شهروند، یک «چشم‌بینا» باشد، نفوذ دشمن به مراتب دشوارتر می‌شود.»

ب) «بازدارندگی شناختی»

دشمن، با جنگ شناختی، به دنبال «تضعیف اراده‌ مردم» و «عادی‌سازی تهدیدات» است. «بازدارندگی شناختی» یعنی مقابله با این روایت‌ها و نشان دادن «عزت‌مندی» و «قدرت» نظام. هرگونه تهدید علیه رهبری عزیز، باید با «خروش مردمی» و «حمایت‌های علنی» مواجه شود تا دشمن بداند که حذف رهبر، به معنای «مواجهه با یک ملتِ خشمگین» است. البته به شرطی که این خروش طوفانی، با کلمات و موضع‌گیری‌های سست و بی‌رمق تریبون‌داران و مسوولان مربوطه، کم‌اثر نگردد.

  • اقدامات سیاسی و بین‌المللی

الف) افشای مداومِ نقض‌های دشمن

رسانه‌های کشور و شبکه‌های دیپلماتیک، باید نقض‌های مکرر آتش‌بس و تفاهم‌نامه از سوی آمریکا و اسرائیل را به صورت مستند و مستمر، به افکار عمومی جهان گزارش دهند. این کار، ضمن افزایش هزینه‌ سیاسی برای دشمن، «مشروعیت نسبی» اقدامات او را از بین می‌برد.

ب) افزایش هزینه‌ها برای حامیان ترور

ایران باید با شناسایی و هدف‌قراردادنِ منافع حامیان ترور(مانند شرکت‌های بین‌المللی وابسته به رژیم صهیونیستی)، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی این حمایت‌ها را افزایش دهد.

بخش چهارم: اقدامات بازدارنده‌ برای تضمین امنیت رهبر عزیزمان

بازدارندگی از طریق «قابلیت پاسخ‌دهی نامتقارن»:

کشورمان باید با ایجاد یک «قابلیت پاسخ‌دهی نامتقارن»، به دشمن بفهماند که هرگونه اقدام علیه رهبری عزیزتر از جان‌مان، با پاسخ‌هایی مواجه خواهد شد که نه قابل‌پیش‌بینی، که قابل‌تحمل نیست. این پاسخ‌ها می‌تواند شامل حملات سایبری گسترده، عملیات‌های ویژه در نقاط مختلف جهان، و افزایش توان موشکی برای هدف‌قراردادنِ اهداف راهبردی دشمن و نابودی اهداف بسیارپرهزینه که دشمن تصور هدف‌گیریشان را ندارد باشد. باید بدانیم و مسوولان که علی‌الاقتضا تریبون‌دار عرصه کنونی هستتد باید بدانند که ایجاد بازدارندگی واقعی و موثر، نه یک خواست احساسی یا اعتقادی یا مکتبی است که در کنار همه این ویژگی‌ها، ضامن حفظ کشور، مردم و مسوولان و در یک کلمه تضمین بقا و موجودیت کشور عزیزمان می‌باشد.

همان‌گونه که تحلیلگران بین‌المللی نیز اشاره کرده‌اند، «بلوغ فناورانه قابلیت‌های ترور هدفمند، حذف سیستماتیک رهبرانِ مخالف نظام سلطه را به یک امکان عملی تبدیل کرده است». ایران نیز باید از همین فناوری‌ها برای ایجاد بازدارندگی استفاده کند. مبانی نظری و معرفتی این اقدام ریشه‌ای دررفع فتنه دشمنان، طی مطالب مختلفی که منتشر گردیده است مخصوصا در باب "فتک" و "قصاص" مورد تبیین قرار گرفته است‌.

بخش پنجم: اقدامات مردم، مسئولان و نخبگان برای پایان دادن به وضعیت خفا

  • وظایف مردم

مردم باید با «حضور آگاهانه» و «حمایت علنی» از رهبری، پشتوانه‌ اجتماعی بازدارندگی را تقویت کنند. این حمایت، می‌تواند در قالب حضور پرشور در مناسبت‌های ملی، اعلام انزجار از جنایات دشمن، و افزایش آگاهی‌های امنیتی در سطح جامعه، نمود پیدا کند. همانطور که در طی چند ماه اخیر و بعد از شهادت رهبر عزیزمان(ره)، "ملت مبعوث شده" با حضور مستمر در خیابان‌ها و میادین شهرها و روستاهای کشور، حمایت و پشتیبانی خودشان را از نظام و کشور و مدافعان کشور نشان داده‌اند بایستی در این حضورها و گردهمایی‌ها، بر جانفشانی خود برای حفظ و حراست از جان رهبر عزیزتر از جانهایمان، تاکید ورزند و مسوولان و تصمیم‌گیران نیز هم‌راستا و هم‌قد این شکوه حضور و جلوه‌گری ولایتمداری، مواضع و تدابیر قاطع و دشمن‌کوب اتخاذ کنند.

همان‌گونه که رهبر شهید فرموده بودند، «امنیت واقعی ملت‌ها در پرتو دو عامل «اقتدار» و «بازدارندگی درونی» شکل می‌گیرد». بازدارندگی درونی، بدون مشارکت و آگاهی مردم، امکان‌پذیر نیست. در همین راستا، همچنانکه در یادداشت‌های پیشین تاکید کردیم بایستی دست اندرکاران تجمعات‌ و گردهمایی‌های مردمی، افق تجمعات خیابانی شبانه_ را که بعد از شهادت رهبر عزیزمان، در چند ماه گذشته انجام شده_ تا حداقل دو سال آتی توسعه دهند تا هم انعکاس انسجام و اقتدار و وحدت ملی به عرصه بین‌المللی و دشمنان مترصدمان باشد و هم فضا و فرصت آشوب و اغتشاش از مزدوران دشمن و منافقان داخلی و کودتاچیانِ مورد اشاره رهبر شهید، گرفته شود.

  • وظایف مسئولان و نخبگان

نخست: بازنگری در دکترین دفاعی. مسئولان نظامی و امنیتی باید با بازنگری اساسی در دکترین دفاعی کشور، «دفاع پیش‌دستانه و فعال» را جایگزین «دفاع منفعلانه و محتاطانه» کنند. احتیاط اگرچه امری عقلایی است اما اگر در عرصه تصمیم‌گیریها، از حد خود فراتر رود دقیقا خلاف عقل و سیره عقلا بوده و نه تتها عامل حفظ، که عامل حذف خواهد بود.

دوم: تقویت سیستم‌های اطلاعاتی و ضدجاسوسی

با توجه به آنچه که منجر به شهادت رهبر شهید شد، نیاز به یک «بازطراحی کامل» در سیستم‌های اطلاعاتی و ضدجاسوسی کشور وجود دارد.

سوم: شفاف‌سازی و پاسخگویی

مسئولان باید در مورد کاستی‌های امنیتی که منجر به فاجعه‌ ۹ اسفند شد شفاف‌سازی کنند و پاسخگوی عملکرد خود در زمان و مرجع مناسب خود باشند. این شفاف‌سازی،می‌تواند به بازسازی اعتماد عمومی کمک کند.

چهارم: اصلاح ساختارهای معیوب

هرگونه نادیده‌گرفتنِ «نصاب‌های حداکثری» در گزینش کارگزاران، باید اصلاح شود و «شایسته‌سالاری» به عنوان یک اصل اساسی در تمام سطوح مدیریتی، مورد توجه قرار گیرد.

نتیجه‌گیری: بازگشت به «ظهور»، وظیفه‌ای همگانی

وضعیت خفای رهبری عزیزتر از جانمان، اگرچه در کوتاه‌مدت یک ضرورت امنیتی است،اما در بلندمدت،هزینه‌های سنگینی بر پیکر نظام وارد می‌کند. پایان دادن به این وضعیت،نیازمند یک «پیمان ملی» برای تحقق بازدارندگی کامل است.

مسئولان و نخبگان باید با بازنگری در دکترین دفاعی، تقویت سیستم‌های اطلاعاتی،و اتخاذ راهبردهای تهاجمی‌تر، زمینه‌ «ظهورِ امن» رهبری عزیزمان را فراهم کنند. مردم نیز باید با «حضور آگاهانه»، «حمایت علنی» و «مشارکت در امنیت مردم‌پایه»،پشتوانه اجتماعی این بازدارندگی باشند. و در نهایت،همه‌ ما باید بدانیم که «خفا»، نه یک عادت، که یک «وضعیتِ موقت» است که باید هرچه سریع‌تر، با تکیه بر قدرت ایمان و تدبیر، به «ظهور» بدل شود؛ چرا که هجرانِ میان امام و امت، هرگز به سودِ امت نبوده و نیست.

همان‌گونه که امام حسین(ع) با شهادت خود، اسلام را نجات داد و به آن حیاتی دوباره بخشید، رهبر شهید نیز با خون خود،به انقلاب اسلامی حیاتی تازه بخشید و «همبستگی ملی» را در ایران و «بیداری اسلامی» را در جهان، عمق و معنا داد. امروز نوبتِ ماست که با «تبیین روشنگرانه»، «اصلاح ساختارها»، «مقابله با نفوذ» و «اقتصاد مقاومتی»، از خون شهدا پاسداری کنیم و پرچم این انقلاب را، تا ظهور حضرت ولی عصر(عج)، برافراشته نگه داریم. چرا که «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلَا» و ما، در هر زمان و مکانی، در مقابل ظلم و ستم، وظیفه‌ ایستادگی داریم و نباید اجازه بدهیم خون پاک و مظلوم رهبر عزیزمان امام خامنه‌ای(ره) که فرصتی برای ورود کشورمان، به عرصه ابرقدرتی و برپایی تمدن نوین اسلامی، ایجاد کرده است به ثمن بخس از دست برود و با بی‌تدبیری‌ها و وادادن‌های خائنانه،جاهلانه و یا کاهلانه با ثمن و مثمن‌های کم‌بها مورد داد و ستد قرار گیرد.

آنچه که امروز و به اقتضای این جانفدایی بزرگ و تاریخی و تاریخ‌ساز و دشمن‌برانداز، ضرورت دارد _و هرگونه کوتاهی در جهت تقلیل کمی و کیفی این ذبح عظیم، گناهی نابخشیدنی به وسعت همه تمدن ممکن اسلامی خواهد بود_ روایت‌گری درست، بهنگام از ابرقدرتی جمهوری اسلامی ایران و ملتزم بودن به همه ضروریات آن در ساحت‌های متعدد مدیریتی، سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی، قومیتی و ملی و بین‌المللی می‌باشد.

ما نباید به خود و دشمن غدّار و قداره‌کش اپستینی و کودک‌کش صهیونی و اذناب منطقه‌ایش و منافقان داخلی‌ اجازه دهیم وضعیت‌مان را با وجود اینهمه قدرت و اقتدار بالفعل شده و به منصه ظهور و بروز رسیده، به قبل از این جنگها برگردانند و بر همگان از مسوولان و مردم و نخبگان، واجب است بر حفظ دستاوردهای این فداکاری عظیم و این جهاد کبیر رهبر شهید و ملت مبعوث، پای فشرده و مراقبت و محافظت نمایند. ان‌شاءالله و با تدابیر حکیمانه آن "صالح بعد صالح" هرچه زودتر چشمان امت منتظر و ولایتمدار، با حضور و راهبری‌های مدبرانه حضرت آیت‌الله العظمی امام سیدمجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله تعالی)روشن و منور خواهد گردید.

ما باید و خیلی زود این صحنه را به طور کل تغییر دهیم و کاری کنیم که سران کفر و استکبار و اپستینی‌های قبیح المنظر، جرات نکنند در ملا عام حضور پیدا کنند. قطعا کوتاهی در این موضوع، کار را به جایی رسانده که ترامپ ملعون به خود جرات و جسارت داده که تا کنار مرزهای ما در ترکیه مجهول الهویه، حضور یابد.

روشن است که حضور و ظهور ولی‌امر مقدمه و تمهیدی است برای اعلان و اعلام آن حد از قدرت و اقتدار بازدارنده که به اذن الله تعالی بتوانیم زمینه‌ساز حضور و ظهور حجت منتظَرحضرت ولی‌عصر(عج) باشیم.

حجت الاسلام خدابخش عبدلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha